به نام خالقی که در پس هر شبی روزی قرار داد... امشب هوا سرشار لبخند است
شايد تو امشب باز مي گردي
اما دلم با من موافق نيست
آهسته مي گويد : خطاكردي!
امشب دوباره غرق بارانم
در دستهايم عطر آدينه
لرزان كنار در نشستم تا
ياد آوري پيمان ديرينه
امشب صدايت ميكنم با غم
از انتهاي وحشت وترديد
با چشم هايي خيس و باراني
آري تو را مي خوانم اي خورشيد
اي "افتاب صبح اميد"م
اي خوبتر از آبي دريا
اي حزن جاري در تن جنگل
اي گمشده در خالي رويا
گرچه تمام هفته را بي تاب
در انتظار روز ديدارم
حتي اگر كردم گناهي باز
مهربانم
شب يلداي بي تو بودن كي سحر ميشود؟؟؟ با تو تموم شبهام قد شبای یلداست تو این شبای یلدا تنها عشق تو پیداست یلدا یعنی زندگی انقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت...یلدایت مبارک عشق من امیدوارم یلداهای اتی را در منار هم جشن بگیریم و این بلندترین شب سال را با هم سحر کنیم...دوستت دارم نازنینم و چشم به راهت هستم که زودتر بیایی... خدای مهربون تو در پس هر شب روزی و بعد هر تاریکی نئری قرار داده ای . خدای مهربونم ازت میخوام که روزای غم و ناراحتی منم زئدتر تموم شه و عشق و ارامش به زندگیم برگرده...دوستت دارم خدا جونم...کمکم کن وامشب بلندترین شبهاست،شبی که اکثر سرزمینها به مهرسفید الهی پوشیده شده. انشاالله که خدا خودش گره از کار همه بنده هاش باز کنه,منم قاطی اونا...آمین یلدای همتون مبارک دوستای خوبم.براتون شبی پر از عشق رو در سایه لطف حق ارزو میکنم.

پاس میداریم امشب را به حرمت مهر، عشق،ایران،
پدر بزرگها ومادر بزرگها(که چشم انتظارمایند)،
کرسیها (که در زیر زمین خانه هایمان، خاک میخورند)
دیوان خواجه شیراز وقصه ها وآجیل ها وهندوانه ها.
وامشب را به امید فرارسیدن صبحی بی غم به پایان می بریم.
ساعت: 17:30
تاریخ: شنبه سی ام آذر 1387












