تبليغاتX
به نام خدایی که در این نزدیکی است...

به نام خدایی که در این نزدیکی است...

و عشق...واژه ایست که خداوند آن را افرید







.: تـوضـیـحـات :.

من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست

كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام

گل بگو گل بشنو

هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد

شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست


شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست

بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار


مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست

به کلبه عشق من خوش اومدی.اینجا صحبت از خداست.صحبت از عشقه و صداقت.وفاداری و صمیمیت.
خلاصه دل نوشته های منه.امیدوارم خوشتون بیاد.
در پناه حق عاشق باشید و سلامت و شاد...


.: ا مـکـانـات:.
صفحه ی اول
پست الکترونیک


.: نـویـسـنـده
:.


.: آ ر شـیـو :.
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387


.: پیوندهای روزانه :.

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
:: تمام پیوندها ::


.: لـیـنـکهـا :.
داستانهای عاشقانه و رسیدن به خداوند
خاطرات من و عشقولیم
یه وبلاگ خوشمزه
مطبخ خاله خانم
من همواره در زندگی تو هستم در هر راهی
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

*آمار وبلاگ *
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS


* طراح قالب*

www.TaKTemp.com


* كدهاي جاوا*
Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ



بسم الله النور

سلام

اما این بار یه سلام تلخ, سلامی پر از درد از یه چشم  خیس و یه قلب غمگین

امروز یه حال خیلی غریبی دارم...

یه حس بلاتکلیفی گنگ و مبهم.حسی که نمی دونم درمونش چیه؟

این چند وقته مسایلی پیش اومده که باعث شده نسبت به خیلی چیزا مردد بشم.

حتی نسبت به عشقم...

نمی دونم این راهی که داریم میریم به کجا ختم میشه و ایا اصلا انتهایی براش هست؟

رفتارهای ضد و نقیض,حرفای دوپهلو,جوابای سربالا...اینا چی رو میخواد نشون بده؟

پشت این نقاب سرد و بی روح  واقعا چیه؟ درون این جسم یخی چی داره اتفاق می افته که داره روح پاکش رو ذوب میکنه و از سنگ پرش میکنه؟

نمی دونم...واقعا نمی دونم کجا هستم و به کجا دارم میرم...

موندم سر یه دوراهی که هیچکدومش به نظر درست نمیاد...خدایا خواهش میکنم...کمکم کن و راه درست رو نشونم بده...خدا جونم این امتحانه یا هرجی که هست ازت خواش میکنم تمومش کنی...دیگه خسته شدم.طاقتشو ندارم...نمی خوام نا شکری کنم خدا جونم ولی باور کن دیگه کم اوردم...دیگه از نقش بازی کردن و بغض رو تو گلو خفه کردن خسته شدم...خودت کمکم کن و تنهام نذار.بهم بگو چیکار باید بکنم...فقط تویی که می تونی از این وضعیت پا در هوا خلاصم کنی...خدایا راضیم به رضای تو...هر چی تو بخوای حتما به صلاحمه ولی تا کی باید صبر کنم؟این کابوس کی میخواد تموم شه؟

باشه خدا جونم... اگه تو میخوای صبر کنم چشم,صبر میکنم ولی خودت تواناییشو بهم بده.نذار عجولانه یه تصمیمی بگیرم که کار رو خرابتر بکنه...فقط خودت کمکم کن و بهم ارامش بده...خواهش می کنم

 

خدایا !

دلم باز امشب گرفته

بیا تا کمی با تو صحبت کنم

بیا تا دل کوچکم را

خدایا فقط با تو قسمت کنم

خدایا !

بیا پشت آن پنجره

که وا می شود رو بسوی دلم

بیا پرده ها را کناری بزن

که نورت بتابد به روی دلم

خدایا !

کمک کن که من نردبانی بسازم

و با آن بیایم به شهر فرشته

همان شهر دوری که بر سر در آن

کسی اسم رمز شما را نوشته

خدایا !

کمک کن که پروانه شعر من جان بگیرد

کمی هم به فکر دلم باش........مبادا بمیرد

خدایا !

دلم را که هر شب نفس میکشد در هوایت

اگر چه شکسته

شبی می فرستم برایت.

"عرفان نظر آهاری"

 


نویسنده: ساناز
ساعت: 17:16
تاریخ:
چهارشنبه بیستم آذر 1387


بنام الله

سلام دوستای خوبم

امروز روز عرفه بود.

روز نیایش با خدا,روزی که خدا درهای رحمت و مغفرتش رو به روی بندگانش باز می کنه.امیدوارم که شما هم تو این روز در ثواب حاجیها شریک بوده باشین و نهایت استفاده رو از این روز پرفیض برده باشین.

فردا هم که عید قربانه...یه عید خیلی بزرگ

عیدقربان،

جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین ،عیدسرسپردگی وبندگی ،

و عیدنزدیک شدن دلها به قرب الهی است.

زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم باد.

همزمان با عيد قربان دلت را قرباني محبت ،عشق ،صميميت و مهرباني کن .

عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک.

در پناه حق تعالی باشید.با ارزوی بهترینها


نویسنده: ساناز
ساعت: 0:10
تاریخ:
سه شنبه نوزدهم آذر 1387


به نام خدایی که عشق را افرید

سلام به همه دوستای گلم

میبخشین که این چند روزه فرصت نشد بهتون سر بزنم.راستش از یه طرف دنبال کارام بودم و هرروز خسته و کوفته می اومدم خونه,و از طرف دیگه هم نمیدونم چه جوری شده بود که دست و دلم به نوشتن نمیرفت...یعنی رو کاغذ می نوشتما ولی اینجا نمی تونستم.شاید از خستگی بود که حال و حوصله تایپ کردن نداشتم...حالا بگذریم.امروز دیگه تنبلی رو کنار گذاشتم و اومدم پیشتون

خوش اومدم نه؟

جاتون خالی ۴شنبه و ۵شنبه رفته بودم کارگاه ازدواج فکر بد نکنید...کارگاه همسر یابی نبود...من که عشقمو دارمکارگاه اموزش پیش از ازدواج و در واقع اموزشهای لازم برای داشتن یک ازدواج موفق بود.

جاتون خالی خیلی خوب بود و خیلی به دردم خورد...کلی هم خندیدیم.چون پسرا و دخترا شده بودن ۲تا جبهه و با هم کل کل و ...

ولی از شوخی گذشته مطالبش خیلی قابل استفاده بود و خیلی از تفاوتها بین زن و مرد تو زمینه های عشقی و احساسی واسه ادم روشن میشد...خلاصه بهتون توصیه میکنم اگر جایی دیدین همچین کارگاهی هست شرکت کنین,پشیمون نمیشین.به رفتنش می ارزه

صحبتهایی که خانم دکتر میکرد من رو یاد یکی از شعرای جبران خلیل جبران انداخت که فکر کنم شنیدنش واسه شما هم خالی از لطف نباشه...

به یکدیگر عشق بورزید اما از عشق بند مسازید.

بگذارید عشق دریایی مواج باشد در میان سواحل روح شما.

با هم بخوابید و برقصید و شادمان باشید...

اما بگذارید هریک از شما تنها باشد...

همچون سیمهای عود که تنها هستند,

گرچه با یک نغمه به ارتعاش در می ایند...

دلهای خود را به یکدیگر بدهید اما نه برای نگه داشتن,

زیرا تنها دستهای زندگی شایسته است دلهای شما را نگه دارد.

در کنار یکدیگر قرار گیرید اما نه بسیار نزدیک به هم,

زیرا ستونهای معبد جدا از هم می ایستند

و درخت بلوط و سرو در سایه هم نمی بالند...

 

تا دیدار بعدی همتون رو به خدای بزرگ و مهربون میسپرم.


نویسنده: ساناز
ساعت: 20:5
تاریخ:
یکشنبه هفدهم آذر 1387