به نام خدا و با کسب اجازه از حق تعالی و همه شما دوستای مهربونم بازم میخوام تولد عشقمو بهش تبریک بگم.هر چند که اون این مطالبو نمیخونه و اصلا نمیدونه همچین وبلاگی وجود داره (اخه خیلی خوشش نمیاد برعکس من که عاشق نوشتنم! حالا که وقت این حرفا نیست الان وقت تولد گرفتن و بزن و بکوبه.به به چه روزی و چه شبی.عشقم تازه به دنیا اومده و هنوز نی نی یه! قربونش برم من کاش الان پیشش بودم.ولی میدونم که هرجا هست خدا در کنارش و ازش مواظبت میکنه.مرسی خدا جونم که هیچوقت تنهامون نمی ذاری.خیلی دوستت دارم.بعد از تو هم رضامو خیلی دوست دارم و بهت میگم که بهش بگی که تولدش خیلی مبارکه و جاش پیش من خیلی خالیه... جشن تو جشن تولد تموم خوبیاس جشن تو شروع زیبای تموم شادیاس جشن تو شروع یک روز مقدسه برام وقت شکر گزاریه به سوی درگاه خداس عزیزم هدیه من برات یه دنیا عشقه زندگیم با بودنت درست مثل بهشته تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک تولدت مبارک, تولدت مبارک میخواستم حالا که رضا خودش پیشم نیست من به جاش برم یه کیک بگیرم روش شمع بذارم و از طرف اون فوت کنم یعنی یه جورایی خودم براش تولد بگیرم اما راستشو بخواین ز بابام اینا خجالت کشیدم که بگن این دختره دیگه شورشو دراورده! اینم از کیک تولد شازده ما حالا بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی... ۱ ۲ ۳ پوف ف ف ف ف ف ف ف مبارکه ........... خدا جونم الان بهترین وقت برای دعا کردنه : خودت دستمونو بگیر و بهترینها رو برامون پیش بیار. الهی امین
) ولی خوب من واسه دل خودم مینویسم تا بالاخره یه روز بهش نشون بدم که چی کشیدم وقتی کنارم نبود... ![]()


نامزد بازی هم حدی داره آخه! خلاصه اینکه نشد اینکارو بکنم ولی اشکالی نداره.گشتم یه کیک خوشگل پیدا کردم که میذارمش اینجا و شمعاشو فوت میکنم به این نیت که همیشه در پناه خدا با تن سالم و دل شاد و لب خندون و قلب عاشق در کنار هم زندگی کنیم و با هم خوشبخت بشیم.
خداییش اگه اینجا بود و من واقعا واسش کیک میگرفتم حتما یه کیک شکلاتی از بی بی براش میگرفتم ولی خوب دیگه اون ایشالله سال دیگه.
![]()
ساعت: 21:46
تاریخ: سه شنبه بیست و یکم آبان 1387







